یک موزیک توپ و درخواستی از (فرزاد محمدی) که چند نفر از دوستان هم در خوست کرده بودین که میتونید دانلودش کنید
 
:مشخصات اهنگ
 
نام شعر: چشمهای تو
شاعر : حسین صفا
اهنگ و تنظیم : شهاب اکبری
ضبط : استودیا افاق
خواننده : فرزاد محمدی
 
 

 

آهنگ جدید و بسیار زیبای احسان غیبی به نام اعدامی با دو کیفیت پیشنهاد میکنم این آهنگ زیبا و شنیدنی رو از دست ندید
 
 
 
دانلود آهنگ  128    سرور 1    سرور 2
 

 

 تیتراژ باغ مظفر- تصویری

 

 

 

توضیحات: توضیح فکر نکنم بخواد همون طور که معلوم هست تیتراژ ابتدایی سریال باغ مظفر هست با دو کیفیت

 

مدت زمان: ۲:۴۳

 

 برای دانلود این فایل به صورت WMV و با کیفیت ۲۵۶ kbps روی دانلود کلیک  کنید .

 

۵Mb

 

 برای دانلود این فایل به صورت WMV و با کیفیت ۱۰۰ kbps روی دانلود کلیک  کنید

<لینک مستقیم>

۲Mb

رضا صادقی در رادیو جوان - شب یلدا ۱۳۸۵

 

>توضیحات: امسال هم مثل پارسال رضا صادقی توی برنامه فرزاد حسنی در رادیو جوان شرکت کرد و آهنگهای خودش رو به صورت زنده و با پیانو اجرا کرد. حال هوای برنامه فوقالعاده بود حیف که همه رو نمیتونم بذارم اینجا ولی اونهایی که گوش دادند می دونند من چی میگم. به هر صورت سلطان چند تا آهنگ از آلبوم جدیدش رو که قرار به بازار بیاد رو اجرا کرد. من هم دو تا از آهنگها فوق العاده زیباش رو براتون گذاشتم.حتما  دانلود کنید و لذت ببرید.

- آهنگ خدا(اسم رسمیش نیست) - با اجرای رضا صادقی - خدا رو می خوام

------------ --------

>مدت زمان: ۳:۵۲

 

>حجم فایل: ۳.۵۴ MB

 

> برای دانلود این فایل به صورت mp3 و با کیفیت ۱۲۸ kbps روی دانلود کلیک کنید

 

- می دونم (احتمالا اسم آهنگ چاره خواهد بود) - می دونم واست عجیبه این همه اثرار و خواهش - دانلود نکنید پشیمون میشید

------------ --------

>مدت زمان: ۴:۴۷

 

>حجم فایل: ۴.۲۵ MB

 

> برای دانلود این فایل به صورت mp3 و با کیفیت ۱۲۸ kbps روی دانلود کلیک کنید

 

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟

1-هر پسری فقط یه دوست دختر داشت..(و از اونجایی که تعداد دخترا خیلی بیشتر از پسرهاس سر خیلی از دخترا بی کلاه میموند (البته الانم هستا.) و لذا جنگ جهانی سوم و چهارم بین دخترا اتفاق می افتاد

2_هر پسری یک هفته اول دوستی به خواستگاری میرفت پس در این صورت دوران خوش دوستی و استرس قرار و تلفن از بین میرفت

3_فشار بر روی دختران برای قبول شدن در دانشگاه بیشتر میشد....کار به گیس و گیس کشی کشیده میشد

4_بوی ترشی کشور رو بر میداشت لذا برای شهرداری مشکلاتی زیادی به وجود میومد

5_ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویا یه شبانه میشد (البته الانم هستا)

6_برای گرفتن گل از دست عروس خین و خین ریزی راه میافتاد

7_مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر میشد

8_شوهر مسه قند و شکر کوپنی میشد وبرای گرفتن اون صفهای طولانی بوجود میومد

پس نتیجه میگیریم که اگه پسرا همین طوری بیجنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشری

 

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

     قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي  ۱۸  چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پــــسرخاله ام را پيــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خـــيلي درس خواندم ولي نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كـــــــــــار كـنم و اوســــــتاي من هر روز من را با زنجيرچرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو

سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مـادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من راخيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشـپزحانه مي گذاشت.درســــــال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيارحــــامله است و پدرم مـــــي گويد يا پسر است يا دوقلو!!!در سال گذشته مـا به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. مــن در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم!پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هــــــــي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهــــــد، پدرم عصـباني مي شود! در سال گذشته ما به عـــيد ديدني رفتيم و من حدودا خيـــــلي عيدي جـمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن مـــــــاهواره اي خريد كه بسيار بــد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي نــاموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پــــــدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير! پدرم هر وقت آب می خورد بسیار مامانم را ماچ و بوسه می نماید و قربون صدقه اش میرود اما نمی دانم چرا مامانم دوست ندارد پدرم آب بخورد.مخصوصاً شب ها!مامان من پارسال بسیار مریض شده است.او موهایش را بسیار کوتاه کرده و از ته زده است.پدرم اصلاً مدل موهای مامانم را دوست ندارد.پدرم می گوید مدل موهای مامان من سرطان می باشد.مامان من هر روز با درس شیمی ،درمان میشود!او بسیار ضعیف می باشد.دکتر میگوید او یک ماه مهمان میباشد!!!پدرم بسیار به مطب دکترمیرود.اسم منشی مطب دکتر مادرم(به گفته پدر) جیگر طلا می باشد.پدرم هفته ای یکبار در رستوران یا در پارک با جیگر طلا قرار می گذارد تا در مورد وضعیت مامان از او راهنمایی بخواهد!!!برادر کوچک من از پارسال بسیار مرده می باشد!او موقع رد شدن از خیابان با یک پیکان دزدیده می باشد.پلیس می گوید اورا تجاوز کرده اند و خفه اش کردند!پارسال جسد او را در بیابان اطراف ورامین پیدا کردند.اما برادر من سر نداشت !به همین دلیل من فکر میکنم برادرم به خاطر خفگی مرده است چون دهان برای نفس کشیدن نداشته نمی باشد!برادر بزرگم پارسال از سربازی برگشته می باشد.او می گوید در سربازی متوجه شده که پسر نمی باشد و دختر می باشد.دکتر می گوید برادر من ترانس سکشوال می باشد ولی اسم او ممد می باشد.برادرم اصرار دارد ما به او شهناز بگوییم!

 

من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من...