شمع

 

سه شمع روشن کردم... يکي براي بودنت....يکي براي ديدنت

...يکي براي بوسيدنت..... بعد همه را خاموش

کردم براي در اغوش کشيدنت

عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست. 

 عشق اينست كه من چترم را روي دلدار بگيرم و او نبيند ..........

و هرگز نداند كه چرا در زير باران خيس نشد