خندیدم تورا بازباآن دیگری دیدم تورا جای قهرواخم،
بازگفتی اشتباهت دیده ام گفتمت باشد،بخشیدم تورا
بازهم این قصه ات تکرار شد بارقیبان رفتنت اِنکارشد
آنقدرکردی که دیگر قلبِ من ازتووازعشقِ توبیزارشد
آن رقیبان یک شبت می خواستند ذرّه ذرّه پاکی ات می کاستند
شب به مهمان خانه ات مهمان شدند صبح اما ازبرت برخاستند
آمدی گفتی پشیمانی دگر زین پس اماپاک می مانی دگر
گفتمت توبه به گرگان چاره نیست گفتی ام چون که ایمانی دگر
گفتمت باشد،بخشیدم تورا اخم وا کردم و خندیدم تورا
زین حکایت ساعتی نگذشت تا باز با آن دیگری دیدم تورا
بازگفتی اشتباهت دیده ام گفتمت باشد،بخشیدم تورا
بازهم این قصه ات تکرار شد بارقیبان رفتنت اِنکارشد
آنقدرکردی که دیگر قلبِ من ازتووازعشقِ توبیزارشد
آن رقیبان یک شبت می خواستند ذرّه ذرّه پاکی ات می کاستند
شب به مهمان خانه ات مهمان شدند صبح اما ازبرت برخاستند
آمدی گفتی پشیمانی دگر زین پس اماپاک می مانی دگر
گفتمت توبه به گرگان چاره نیست گفتی ام چون که ایمانی دگر
گفتمت باشد،بخشیدم تورا اخم وا کردم و خندیدم تورا
زین حکایت ساعتی نگذشت تا باز با آن دیگری دیدم تورا
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۸۵ ساعت 10:38 توسط محمد کاظم پور
|
سلام من محمد کاظم پور مدرک کارشناسی ارشد سنجش از دور و Gis دارم و اهل یزد میباشم من هرچیزی را که شما میخواهید داخل وبلاگم قرار میدم امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد در آخر نظر یادتون نره