دوست دارم زيبا ترين جمله را تقديم آن چشمان با محبت كنم .
فرشته ي زيباي آرزو هايم چقدر دوست داشتم در كنارم بودي و
جامي از شراب مهرت را بر دهانم مي ريختي . و مرا مست مهر
خود مي كردي چقدر دلم مي خواست كه در تنهايي ام دستان تو را
بر شانه هاي خسته ام احساس كنم . پس بيا مرا نوازش كن .

از سكوت تا فرياد از اميد تا آرزو
از شب تا سپيده از امتداد تا انتها
از اينجا تا افق از كوتاهي تا بلندي
از كران تا بي كران از وجودم تا وجودت 
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۵ ساعت 9:42 توسط محمد کاظم پور
|
سلام من محمد کاظم پور مدرک کارشناسی ارشد سنجش از دور و Gis دارم و اهل یزد میباشم من هرچیزی را که شما میخواهید داخل وبلاگم قرار میدم امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد در آخر نظر یادتون نره