غريبي غصه تلخ شكست آدمهاست

غريبي سايه ي شوم وپليد وخسته ي دنياست

غريبيي گريه سردي ست،براي عشق بيهودست

غريبي شرم چشمان اسيروبي كس باباست

غريبي قدرت عصيان ميان دشت بي برگي ست

غريبي دادن امروز براي ديدن فرداست

وغربت جاي دلتنگي حريم پوچ تنهاييست

وغربت سايه ي شوم و پليدوخسته ي دنياست

نمي دانم غريبي چيست ولي خوب ميدانم

همان جايي كه دلتنگي بدان؛ كه غربتت همان جاست