تو گلی

زیبایی مثل گلی
!اما هنوز غنچه ای!
گلی که شبنمش همان اشکهایت است ،

برگهایش همان دستان گرمت است 
 ساقه اش همان پاهای پرتوانت است .

ریشه اش همان قلب مهربانت است
 . غنچه اش همان لبهای سرخ بازت است.

تو مثل گل پژمرده نمی شوی و همیشه همان گلی که بودی باقی می مانی!

عطر و بویت مرا دیوانه می کند و عاشق.

در بین تمام گلها خوش بوترین گل تویی، زیباترین گل تویی!

زیبایی تو را ندارد هیچ کسی!

غنچه ای هستی که با روییدنت در باغچه قلبم
 قلبم را پر از مهر و محبتت کرده ای .

قلبم را سرختر کرده ای و امیدوارتر!

با بودن تو باغچه دلم تبدیل به بهشتی
 می شود که آن بهشت به زیبایی و سرخی تو
می نازد!

بقیه گلها با دیدن تو و به خاطر زیبایی ات
از شرمندگی پرپر می شوند …

تو با اینکه غنچه ای اما پر از عطر و بویی!

با روییدنت بهارعشق را با قلب سوخته
 من آشنا کردی و قلب مرا سبز و عاشق
کردی!

با روییدنت بوی بهار را با حیاط قلبم آشنا
 ساختی و نوید آمدن بهارعشق و دوستی را
به من دادی!

با مهر و محبتم تو را که تنها غنچه
 باغچه قلبم هستی سیراب میکنم و در برابر طوفان

بی محبتی و بی مهری از تو محافظت
 می کنم و سالها و روزها به انتظارت می
نشینم تا تبدیل به گلی شوی که قلبم
 را پر از عطر و بوی محبت و عشق خودت کنی