نگاهم کن!
تا نگاهم از اشک هایم سرشار شود و گل دهد میان باغچه ی دلم ...
نفس هایم گرفته ... من بوی تو را می خواهم ...
یک دل جای دو محبوب نیست ...
هر چه جز تو در دل فقط می آزارد و تیغ زهر آلودش تا اعماق جان را می خراشد ...
چه تلخ است حسرت ...
حسرت لحظه های بی تو و نبودن ،
که بودنم فقط از تو علت پذیرد ...
صدایم کن!
که زیباست از شوق تو لبریز شدن ...
به دور شمع عشقت پر زدن ...
و سو ختن ... و سوختن ... و سوختن ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۵ ساعت 9:30 توسط محمد کاظم پور
|
سلام من محمد کاظم پور مدرک کارشناسی ارشد سنجش از دور و Gis دارم و اهل یزد میباشم من هرچیزی را که شما میخواهید داخل وبلاگم قرار میدم امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد در آخر نظر یادتون نره